على محمدى خراسانى
63
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
[ التنبيه ] الثانى : [ حسن الاحتياط شرعاً و عقلًا ] الثانى أنه لا شبهة فى حسن الاحتياط شرعا و عقلا فى الشبهة الوجوبية أو التحريمية فى العبادات و غيرها كما لا ينبغى الارتياب فى استحقاق الثواب فيما إذا احتاط و أتى أو ترك بداعى احتمال الأمر أو النهى . [ تقرير إشكال الاحتياط فى العبادة ] و ربما يشكل فى جريان الاحتياط فى العبادات عند دوران الأمر بين الوجوب و غير الاستحباب من جهة أن العبادة لا بد فيها من نية القربة المتوقفة على العلم بأمر الشارع تفصيلا أو إجمالا . تنبيه دوم مرحوم آخوند پيش از توضيح دربارهء تنبيه دوم ، ابتدا دو نكته را ذكر مىكند ، آنگاه به مطلب اصلى تنبيه ( بيان امكان احتياط در عبادات ) مىپردازد : نكتهء اوّل : گر چه ما در شك در تكليف بعد از فحص و يأس ، برائتى شديم و احتياط را واجب ندانستيم ، ولى اصل حُسن و رجحان احتياط در موارد شبهه ، قابل انكار نيست و ترديدى نيست در اينكه احتياط ، شرعاً نيكو و راجح است . « 1 » و عقلًا نيز پسنديده است . « 2 » ضمناً مطلقاً احتياط حُسن دارد و بجاست ؛ چه در شبههء حكميّه و چه در شبههء موضوعيّه ، چه در شبههء وجوبيّه و چه در شبههء تحريميّه ، چه در مشتبهاتى كه از امور توصّلى باشند ، - مثلًا خياطت واجب است يا نه ؟ شرب تتن حرام است يا نه ؟ - و چه از امور تعبدى باشند ، مثلًا اقامه در نماز واجب است يا نه ؟ كه اگر واجب باشد ، بايد به قصد قربت انجام شود و يك امر عبادى است ، فلان ترك در روزه يا حج ، واجب است يا نه ؟ و فعلش حرام است يا نه ؟ كه اگر حرام باشد ، تعبّدى است و بايد به قصد قربت ترك شود ، نه به جهت مقاصد نفسانى و شيطانى و . . . . « 3 » تنها يك مرز عقلى و يك مرز شرعى براى احتياط وجود دارد كه اگر به آنجا رسيد ، ترك احتياط ، مطلوب است و احتياط ، در خلاف احتياط است و آن مرز اختلال نظام يا عسر و حرج است . اگر احتياط مستلزم اختلال نظام معاش باشد ، عقلًا حَسنْ نيست ؛ و اگر مستلزم عسر و حرج باشد ، شرعاً احتياط نيست و رحجانى ندارد .
--> ( 1 ) . بهخاطر آن همه اوامرى كه به احتياط داشتيم و قبلًا در دليل اخبارىها به آن اشاره شد و آن اوامر اگرچه وجوب را دلالتنكرد ، ولى اصل رجحان و استحباب را دلالت مىكرد و اگر هم ارشادى باشند ، باز چون در كلام شارع آمده است ، به اين لحاظ بجاست كه بگوييم شرعاً هم حَسَنْ و نيكو است . ( 2 ) . عقل هر عاقلى احتياط را خوب مىداند و احتياطى را بجا نمىداند . ( 3 ) . سرّ اين بايسته بودن اين است كه انسان در سايهء احتياط ، به واقع مىرسد و احراز واقع مىكند و احتياط ، طريق به سوى واقعاست و كسى نگفته است كه رسيدن به واقع بد است . بالأخره اگرچه عقاب نيست و مخالفت آن - ولو در واقع حرام يا واجب باشد - عذاب ندارد ، ولى اثر وضعى دارد و انسان مىخواهد از مفاسد دنيوى حرام واقعى هم اجتناب كند ، به مصالح واجب واقعى هم برسد . اينكه چيزى بدى نيست بلكه كاملًا مطلوب است .